عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از آخرین اخبار با خبر شوید.

بسیاری از اعضای ستادهای انتخاباتی حسن روحانی در برخی از شهرها و استان ها، فراموش یا خانه نشین شده و همچنان امیدوار به تدبیر رئیس جمهور منتخب خود، به انتظار نشسته اند.

 

چرا دولت ستادیان تدبیر و امید را فراموش كرد

 

سجاد نیکنام

در یک تعریف کلی، ستادهای انتخاباتی در ایران از احزاب، اصناف، آشنایان، اقوام، دانشجویان و گروه های مختلف دیگر تشکیل می شوند و معمولاً دارای روسای کشوری، استانی و شهری هستند که به پیشنهاد همفکران کاندیدای مطرح در منطقه مورد نظر، از سوی رئیس ستاد کشوری و در مرحله بعد از سوی رئیس ستاد استانی تعیین و منصوب می شوند. در ادامه همفکران کاندیدای مذکور در کنار رئیس ستاد تعیین شده، شورای مرکزی ستاد در استان یا شهرستان را تشکیل می دهند که آن نیز در نهایت به تشکیل کمیته های مختلف منتهی می شود.

 

اما برخلاف بسیاری از کشورهای دارای ساختار حزبی، در ایران احزاب همفکر به عنوان زیرمجموعه ستاد فعالیت می کنند و در مدت کوتاه انتخاباتی باید پاسخگوی ستاد انتخاباتی باشند و با پایان انتخابات و تعطیلی ستادها، دیگر هیچ گروهی پاسخگوی صاحبان رای نبوده و مردم تا انتخابات بعدی فراموش می شوند! در حالی که در ستادهای انتخاباتی حزبی، پس از پایان انتخابات، حزب به اعضای خود یا همان صاحبان رای پاسخگو بوده و متقابلاً کاندیدای حزبی خود را نیز در راستای خواسته مردم بازخواست می کند.

 

لذا در جوامعی چون ایران که احزاب جایگاهی تعریف شده نداشته و کارکرد سیاسی آنها انتخابات به انتخابات و تحت لوای ستاد غیرحزبی نمود پیدا می کند، جایگاه نیروهای ستادی در سیستم سیاسی ایران، بسیار تعیین کننده بوده و به نوعی می توان مدعی شد که عملکرد اعضای ستادهای انتخاباتی در کنار کاریزمای کاندیدای مورد نظر، سرنوشت انتخابات را رقم می زند. البته برخی از احزاب در بحث انتخابات مجلس یا شوراها، کاندیداهای حزبی معرفی می کنند که شاید وجه تمایز انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات مجلس یا انتخابات های دیگر نیز در همین زمینه باشد.

 

بررسی مختصر وضعیت ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان در سال های 84، 88 و 92

 

سال 84:
ستادهای انتخاباتی ریاست جمهوری نیروهای اصلاح طلب در سال 84 متاثر از تعدد کاندیداهای این جریان، با آشفتگی و سراسیمگی ناخوشایندی همراه بود، تا جایی که نیروهای اصلاح طلب در ستادهای انتخاباتی رو در روی یکدیگر قرار گرفته و اوضاع به گونه ای رقم خورد که همین بلاتکلیفی ستادها، به نفع کاندیدایی به نام محمود احمدی نژاد تمام شد؛ هرچند که فاصله ایجاد شده بین اصلاح طلبان و مردم نیز تا حدود زیادی در تضعیف ستادها و شکست سال 84 تاثیرگذار بود.

 

سال 88: عملکرد 4 ساله محمود احمدی نژاد فاصله بین مردم و اصلاح طلبان را کم کرد و این بار ستادهای انتخاباتی با انسجام بیشتری تشکیل شدند و علیرغم حضور پرشور مردم در انتخابات سال 88، نتیجه آنگونه که باید به نفع اصلاح طلبان رقم نخورد و ستادهای این جریان به سرعت تعطیل شدند؛ احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شده بود و اعضای اصلاح طلب ستادهای انتخاباتی نه انتظار احترام از سوی وی داشتند و نه سهمی از دولت وی به آنها قرار بود برسد! دولت مهرورزی این بار بخش وسیعی از اصلاح طلبان باقیمانده در ادارات و ارگان ها را کنار گذاشت یا بازنشسته کرد و نیروهای همفکر خود را جایگزین آنها کرد، نیروهایی که متاسفانه هنوز هم به ناحق بر کرسی نخبگان و افراد شایسته، تکیه زده اند!

 

سال 92: بسیاری از اصلاح طلبان با توجه به تجربه انتخابات 88، تمایلی برای تشکیل ستاد یا حمایت از کاندیدایی دیگر را نداشتند و برخی رد صلاحیت ها هم آنها را بیش از پیش مایوس ساخته بود، اما تدبیر بزرگان اصلاحات، امیدی تازه به جان اصلاحات بخشید و با سرعتی مثال زدنی، ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان در دو گروه به ظاهر جداگانه ولی همراه تشکیل شد؛ با راه اندازی ستادها و به صحنه آمدن مردم و صدالبته همدلی دو کاندیدای مطرح جریان اصلاح طلبی، این بار پیروز میدان، تدبیر و امید بود. 24 خرداد 92 روزی بود که مردم با احمدی نژاد وداع گفتند ولی مدیران وی گویا خیال رفتن نداشتند!

 

فردای انتخابات 24 خرداد 92
اکنون بیش از یک سال از پیروزی تدبیر و امید می گذرد، ولی آنگونه که باید و شایسته ستادیان تدبیر و امید است، با بسیاری از اعضای ستاد حسن روحانی در سطح استان ها و شهرستان ها برخورد نشده است؛ مطمئناً بسیاری از آنها فقط انتظار دارند که مورد احترام قرار گیرند یا حداقل فراموش نشوند، هرچند که اگر سهم خواهی هم کنند، حق آنان است، ولی تصور اینکه بتوان با گذشت زمان اعضای زحمتکش ستادهای انتخاباتی را به دست فراموشی سپرد، امری نابخشودنی و صدالبته غیرقابل جبران در آینده ای نزدیک خواهد بود.

 

شکی نیست که مردم ایران در 24 خرداد 92 به تدبیر و امید و تغییر سیاست احمدی نژادی رای دادند و امروز همین ستادیان تدبیر و امید، پس از گذشت یک سال باید به مردم پاسخگو باشند که چگونه شده هنوز مدیران احمدی نژادی پست های خود را ترک نکرده اند و حتی در مواردی ارتقاء نیز یافته اند و یا این روند که پست های مدیریتی حساس در اختیار افرادی تازه از راه رسیده قرار گیرد که به تدبیر و امید اعتقادی نداشته و ندارند، غیرقابل قبول است.

 

از این رو نقش ستادیان را در ترغیب مردم برای رای به تدبیر و امید نباید فراموش کرد، چرا که خانه نشینی آنها، حامیان اصلاح طلب دولت را در آستانه انتخابات سرنوشت ساز مجلس، منزوی کرده و به تبع آن مردم را بار دیگر از اصلاحات دور خواهد ساخت. قطعاً برخوردهای غیرمعمول و گاهاً قهرآمیز برخی از ستادیان در ماه های اخیر نیز بیشتر از بی توجهی و یا بایکوت آنها در برخی از مناطق کشور سرچشمه می گیرد تا اینکه ناشی از سهم خواهی آنان باشد!

 

هرچند که عملکرد و تندروی های برخی از نیروهای ستادی هم در یک سال گذشته، شایسته تدبیر و امید نبوده و این گروه ها نیز در برخی موارد باید تجدیدنظر کنند؛ نباید تصور کرد که چون ستادی در فلان شهرستان یا استان در اختیار آنها بوده، پس تمام پست های مدیریتی آن منطقه نیز باید در اختیار این گروه قرار گیرد؛ همچنین نباید فراموش کرد که پیام تدبیر و امید، ایستادگی در برابر بی قانونی ها و میدان دادن قانونی به نخبگان و نیروهای شایسته بوده و انتظار اینکه سلیقه ستادها با روند تغییری مدیران توسط دولت، یکسان باشد، خواسته ای پذیرفتنی و منطقی نیست.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید