عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از آخرین اخبار با خبر شوید.

۹۰ سال پس از آنکه دکتر محمد مصدق در مجلس ششم شورای ملی و با نطق تاریخی درباره کابینه مستوفی الممالک نام خود را جاودانه کرد و بر همگان روشن شد که ایران در قرن تازه خورشیدی یک رجل تمام عیار را به خود خواهد دید و درحالی که ۳۶ سال از پیروزی انقلابی برای آزادی بیان می گذرد،۹ نماینده مجلس نهم شورای اسلامی نام خود را به گونه ای دیگر ثبت کرده اند.


این ها مجلس نشینانی هستند که به وزیر دادگستری تذکر داده اند تا آن چه را که آنان”حکم ممنوع التصویری،ممنوع البیانی و ممنوع الخروجی سید محمد خاتمی رییس جمهوری اسبق ایران”می دانند به اجرا گذارد.نام این ۹ نفر را باید به خاطر سپرد:“محمد جواد کریمی قدوسی،علی کاییدی،نصراالله پژمان فر،اسماعیل کوثری،سید مرتضی حسینی،فاطمه آلیا،سید مهدی موسوی نژاد،روح الله حسینیان و محمدرضا آشتیانی عراقی”که البته در روایتی دیگر به جای آقای کوثری،نام“علی اصغر زارعی “آمده است.در خبر اولیه نام مهرداد بذر پاش هم ذکر شده بود اما این نماینده نزدیک به محمود احمدی نژاد گفت چنین تذکری را امضا نکرده و از ۱۰ نفر به ۹ نفر کاهش یافت.با این وصف،همان فهرست اول را با یک تغییر باید درست دانست؛زارعی به جای کوثری.

 

تمام استناد ۹ نماینده مجلس شورای اسلامی به یک “نامه”از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در وقایع سال ۸۸ است و نه مصوبه آن که احتمالا ریشه در ذهنیت های قبلی آقای کریمی قدوسی نماینده مشهد و کلات نادری دارد که باور ندارد شورای عالی امنیت ملی اکنون رییس دیگری دارد و دبیر خانه را هم تحویل مردان اعتدال داده اند.این ۹ نفر از وزیر دادگستری خواسته اند،“حق” رییس جمهوری اسبق ایران را از”سخن گفتن،سفر خارج رفتن و نمایش تصویر او در رسانه ها”سلب کند و این درحالی است که رسانه رسمی کشور در دوران ریاست جمهوری خاتمی نیز با اکراه و سانسور اخبار و تصاویر او را انعکاس می داد و در پنج سال گذشته هم اگر گاهی اشاره ای داشته جز در مقام متهم ساختن نبوده است.این که ۹نماینده از وزیر دادگستری موضوعی را بخواهند که در قانون نیامده و به گفته ی آقای علی مطهری تنها ابلاغیه یک فرد در یک نهاد و در یک بازه زمانی خاص بوده و نه مصوبه شورا یا حکمی از جانب قوه قضاییه قبل از هر موضوع دیگری از نوع نگاه این ۹ نفر به مقوله قانون گذاری و پارلمان حکایت می کند.آن هم در کشوری با سابقه ۱۰۰ سال پارلمان داری.

 

گفته می شود متن تذکر را“محمد جواد کریمی قدوسی”نوشته که در طرح پیشنهادی خروج ایران از “ام پی تی”به جای “ان پی تی”به شهرت رسید و این بار نیز در متن تایپ شده واژه“باقی” به صورت “باغی”آمده که تنها در یک حالت می تواند درست باشد و آن هم این که مراد“بغی کننده”ولی پیداست چنین مرادی نداشته اند.

 

نکته اینکه پنج نفر از این ۹ نفر هم لباس خاتمی هستند و با این رفتارشان نشان داده اند دغدغه صنفی هم ندارند زیرا از وزیر دادگستری-که او نیز هم لباس خودشان است-می خواهد مانع سخنرانی و سفر مردی شود که جز اعتبار نیافریده است و همین حالا اگر کاندیدای ریاست جمهوری ایران شود آرای بالای او تضمین شده و محبوبیت و حجب و شرف او زبان زد خاص و عام است.مولانا در مثنوی می گوید:”آن که عالم مست گفتش آمدی،کلمینی یا حمیرا میزدی”یعنی آنکه دنیا تشنه سخن گفتن اش بود از محبوب خود می خواست یک کلمه با او سخن بگوید.حالا بلاتشبیه ۹ نفر می خواهند صدایی را که نه در ایران بلکه در سطح بین المللی به نیکی شناخته می شوند خاموش کنند و حصری نامرئی و غیر علنی را متوجه او سازند.

 

در این قضیه هم صریح ترین و سریع ترین موضع را علی مطهری اتخاذ کرد که یاد آور شد: “اگر منظور این ها مصوبه شورای عالی امنیت ملی است اولا این شورا تنها در شرایط بحران و اضطرار چنین مصوباتی را به طور موقت دارد و به همین دلیل من معتقدم حصر هم تنها برای این دوره نافذ بوده و بعد از آن به حکم قضایی نیاز دارد.ثانیا شورای امنیت ملی مصوبه ای درباره ممنوع التصویری آقای خاتمی ندارد و ما در هیات نظارت بر مطبوعات نیز چند بار در این مورد بحث کردیم و به این نتیجه رسیدیم که مصوبه ای وجود ندارد و تنها در آن ایام نامه ای بوده که مصوبه تلقی نمی شود”

 

فرزند ایدئولوگ جمهوری  اسلامی با رد “ممنوع التصویری”اظهار بی اطلاعی کرد و درباره “ممنوع البیانی” نیز به طعنه پرسیده است:”آیا بهتر نبود ممنوع الحیاتی”را هم اضافه می کردند تا خیال خودشان را راحت کرده باشند؟

 

فارغ از استدلالات حقوقی که در این روز ها و کلای دادگستری در یادداشت های مختلف بیان می کنند این ماجرا را می توان از چند منظر مختلف بررسی کرد.اما ابتدا اشاره به نکته مورد حقوقی اشاره آقای نعمت احمدی-حقوق دار برجسته-مناسبت دارد که نشان می دهد گرفتار برخی از نمایندگان شده ایم که از بدیهی ترین قوانین نیز اطلاع ندارد و لابد پارلمان هم برای آن ها جایی است مثل نهاد های مختلف دیگر که بیشتر در آن ها فعالیت می کرده اند.این حقوق دان یادآور میشود“ممنوعیت از خروج،حکم نیست،بلکه قراری ایست که حسب ماده ۱۳۳ قانون آیین دادرسی کیفری هرگاه دادگاه با توجه به اهمیت و دلایل جرم تشخیص دهد قرار منع خروج صادر می کند و مدت اعتبار آن نیز ۶ ماه است و چنانچه دادگاه لازم بداند می تواند هر ۶ ماه یکبار آن را تمدید کند.” با این که با دلایل حقوقی متعدد می توان بی پایه بودن این تذکر را چه از منظر ناسازگاری با اصول مصرح قانون اساسی و قوانین بین المللی و مصوبات خود مجلس و چه وظایف و اختیارات بسیار محدود وزیر دادگستری یاد آوری کرد اما انتظار خواننده روایت هفتگی سیاست ،نگاه از منظر سیاسی است و از این رو از این زاویه تحلیل می کند تا دریابیم اصول گرایان رادیکال ایرانی چرا اینقدر به واژه هایی چون محدود و ممنوع و توقیف و بازداشت و منحل کردن علاقه مندند.باز خدا پدر محدود احمدی نژاد را بیامرزد که “سیاست” را “غافل گیری” می دانست و شیفته اقدامات غیر منتظره و پیش بینی نشده و سوپرایز کردن بود یا اصول گرایان سنتی که دغدغه “هدایت” مردم را دارند این دسته از رادیکال ها اما از وزیر کار می خواهند فلان تشکل صنفی را منحل کنند،از وزیر ارشاد میخواهند یک نشریه راببندند و اجازه اکران یا آن فیلم را ندهد از وزیر دادگستری میخواهند ممنوع التصویرو ممنوع الخروج و ممنوع البیان کند و از وزیر علوم می خواهند منصوب نکند.دنیای این ها ،دنیای کوچک و بسته ایست و به همین که خودشان هستند و سخن می گویند می بالند. فروغ شاعر اما می گوید:”هیچکس کس در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد”تلاش برای صید مروارید در یک جوی حقیر به همین نتیجه ای می رسد که در آن هشت سال سیاه رسید.هرچند گفته شد” احمدی نژاد سیاست را به گونه ای دیگر می نگریست” اما از یاد نباید برد اکنون زمانی است که می تواند استراحت اعلام کند در روزگاری که او رییس شورای عالی امنیت ملی چنین مصوبه ای را امضا نکرده یا ندیده و با اظهار نظر درباره رییس جهوری اسبق ایران خود را در جایگاه رییس جمهوری سابق ایران ،همتای او معرفی کند. در غیر این صورت این ۹ نفر،احمدی نژاد های دیگری شناخته می شوند که گفتمان مورد نظر او را ادامه می دهند. پس بهترین فرصت را بدست آورده تا مدعا های آزاد اندیشی خود را به نمایش بگذارد و پس از مدت ها دوباره مطرح شود. امری که بعید بنظر می رسد چرا که همچنان امیدوارست با  همین جوی ها گودال دیگری حفر کند.

 

دغدغه های دیگر
این نمایندگان نه تنها با بزرگان تاریخ پارلمان در ایران قابل مقایسه نیستند که دغدغه های شهروند عادی را هم ندارند.برخی از آنان که به عنوان نمایند تهران امضا کرده اند اگر مسیر تجریش تا راه آهن را طی کنند،بعید است که کمتر کسی آن ها را بشناسد.راه یابی به مجلس در انتخاباتی با رقابت اندک و پشتوانه کم آرا سبب شده از جامعه دور بیفتند. مجموع آرای این ۹ نفر در انتخابات مجلس نهم و با اعتصاب دور دوم که آرا خرد نمی شوند.یک ملیون و هشت صد هزار نفر است .ضمن این که درباره نمایندگان تهران باید معدل را در نظر گرفت و در واقع تنها یک ملیون ایرانی را نمایندگی می کنند.منظور این است که کسی که به آقای حسینیان رای داده و هم فکر او خانوم آلیا هم رای داده است.یکی به جای “ان پی تی”می نویسد “ام پی تی”و باقی را با “غ”می آورد .از دیگری مصاحبه ای منتشر می شود که در بیان علت مخالفت با حضور زنان برای تماشای بازی های والیبال می گوید :کار زن خانه داری و بچه داری است و بلکه در شبکه های مجازی هزاران نفر از او می پرسند : پس خودش در پارلمان مردانه چه می کند؟اصل مصاحبه را تکثیر می کنند در این حین که دیدگاه متفاوتی را نیز به زبان نمی آورد یکی از امضا کنندگان“علی کاییدی”نماینده پلدختر است که در مرحله اول کمتر از دوازده هزار رای کسب کرد و آرای مرحله دوم او نیز به ۲۶ هزار نرسید.شک ندارم که اکثر قریب به اتفاق این ۲۶ هزار نفر دوستدار خاتمی هستند.کافی است خاتمی به آن سامان سفر کند تا همه بخواهند با او عکسی به یادگار بگیرند . آنگاه آقای “کاییدی” در خواهد یافت که اجازه ندارد از جانب مردمان شریف که او را برای کارهای دیگر به مجلس فرستاده اند یا به نام آنان بر کرسی نمایندگی نشسته است چنین موضوعی را مطرح کنند .

 

بیم مجلس آینده
در بیان این خاتمی فوبیا(خاتمی هراسی-یا القای هراس از خاتمی) برخی بر این باورند که اینگونه اقدامات از بیم تاثیر گذاری خاتمی در انتخابات مجلس دهم است.و نگرانی خود از اسفند ۹۴ را از تیر ۹۳ کلید زده اند.از سال ۷۶ به این سو انتخاباتی در ایران برگزار نشده که نام خاتمی در آن مطرح نباشد.در ریاست جمهوری سال ۷۶ برگزیده شد.در مجلس سال ۷۸ همفکران او مجلس متفاوت ششم را رقم زدند.

 

پس از آن بود که اصول گرایان ریسک نکردند و رقیب را پیش از انتخابات با رد صلاحیت از صحنه به در می کردند.درسال ۸۰ دوباره و با آرای بیشتر در ریاست جمهوری باقی ماند. درسال ۸۲ نگاه ها به او بود که در قبال رد صلاحیت نمایندگان مجلس ششم و تحصن آنان درباره ی برگزاری مجلس هفتم چه تصمیمی می گیرند و در نهایت حکم حکومتی تن داد و انتخابات را در اسفند ۸۲ برگزار کرد.در انتخابات ۸۴ ریاست جمهوری باز نگاه ها به نتیجه تکاپوی اورا برای قانع ساختن میرحسین موسوی و کاندیداتوری معطوف بود.درست است که چهره نقطه مقابل او قدرت را در دست گرفت اما اگر خاتمی رییس جمهور نشده و انتخاب به مسیر دیگری نیافتاده بود در نهایت یک محافظ کار سنتی رییس جمهور می شد نه یک اصولگرای رادیکال.در انتخابات مجلس در سال ۸۶ لیستی به عنوان یاران خاتمی منتشر شد که اگر قبل از قلع و قمع بود چه بسا با کامیابی همراه می بود.

 

داستان ۸۸ نیاز به بازگویی ندارد. آنجا که نامزد شد و بعد که میرحسین موسوی هم آمد و در عمل به نفع او کنار رفت. در همان هنگام هم فضا چنان سنگین بود که امکان انعکاس اخبار و تصاویر مربوط و کاندیداتوری خاتمی به تمامی فراهم نبود. این ۹ نماینده هم به خاطر اتفاقات سال ۸۸ خواستار اعمال محدودیت برای رییس جمهوری سابق ایران شده اند.در انتخابات مجلس در سال ۹۰ نیز همه طعنه ها را به جان خریدند و با رای خود در روستایی در دماوند به بقای اصلاح طلبان در ساختار حاکمیتی یاری رساند.درسال ۹۲ نیز با واداشتن محمد رضا عارف به انصراف و حمایت سریع از حسن روحانی نقش بی بدیلی ایفا کرد.اصولگرایان امید داشتند در پی هزینه هنگفتی که شورای نگهبان با احراز نکردن صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی تامل و درواقع تحمیل کردعارف و روحانی هم باشند و هم نباشند . باشند به این معنی که بتوانند ادعا کنند هر دو جریان اصلاح طلب و اعتدال گرا در انتخابات نماینده داشتند و نمی توانند بعد تر مدعی انسانی بودن آن بشوند و هم نباشند یعنی آرای کمی بدست آورند .دو میلیون رای را برای عارف و دومیلیون رای را هم برای روحانی کنار گذاشته بودند.و در رقابت میان سعید جلیلی و باقر قالیباف رییس جمهوری مطلوب خود را تصویب می کردند. قرار بود حضور روحانی و عارف، تنور انتخابات را گرم کند و زبان اعتراض هاشمی و خاتمی را ببندند اما حمایت خاتمی مثل واریز یک پول درشت به حساب روحانی بود که بازی را تغییر داد و روحانی را رییس جمهوری کرد.آری، خاتمی روحانی را رییس جمهوری کرد با همین سیاق امضای او پای هر فهرست در مجلس ۹۴ می تواند رای آوردن آن لیست را تضمین کند.بنابراین شاید از هم اکنون به صرافت افتاده اند صورت مسئله را حل کنند.

 

پیروزی در مسابقه بدون رقیب افتخاری است که نمی توانند در آینده تکرار نکنند.

 

به مثابه یک نماد
ممنوعیت خاتمی از بیان،تصویر و خروج را می توان جنبه نمادین نیز داد تا اصلاح طلبان گمان نکنند با ریاست جمهوری روحانی باد های موافق دوباره وزیدن می گیرد و دیگران نیز بدانند که وقتی چهره محوری با این منبع رو به رو است آنان را هم شامل می شود.آنان بر این باورند که وقتی هزینه مربوط به حصر دیگران را می پردازند اعمال محدودیت غیر علنی درباره خاتمی هزینه تازه ای را ایجاد نخواهد کرد.

 

با این حال،همین جنبه نمادین است که دیگران را به واکنش وا می دارد.رییس مجلس شورای اسلامی یک بار گفته بود: “من فکر می کنم که دولت احمدی نژاد در برخی موارد عادات بدی داشت و این موضوع –ممنوعیت خاتمی برای سفر به خارج از کشور-یکی از همان هاست و فکر می کنم به آسانی قابل حل است.” احمدی نژاد اما زیر بار نرفت و گفت به دولت او مربوط نبوده است.پیداست که کسی زیر بار نمی رود و شاید این نمایندگان می خواهند دولت روحانی را گرفتار این موضوع کنند. اگر اجرا کند از چشم اصلاح طلبان بیفتد و اگر اجرا نکند در مقابل نهاد های دیگر قرار دهند.نکته مهم این است که به سید محمد خاتمی به عنوان یک شخص مهم سیاسی یا فرهنگی نگاه نمی کنند.به او دیده یک ظرفیت و محور می نگرند و از این رو می خواهند محدودیتی قایل شوند که دیگران نیز معنی آن را در یابند.

 

شناسنامه
مجری برنامه “شناسنامه” که این احساس را به بیننده می دهد که تماشاگر تلویزیون اختصاصی جبهه پایداری است در برنامه های مختلف می کوشید چهره ها و اصول گرایان موجهی را که به عنوان میهمان دعوت شده بودند به این نقطه بکشاند که سخنی علیه خاتمی بگویند و او را عامل اصلی توفان سال ۸۸ معرفی کنند.این تیر اما غالبا به سنگ می خورد.چندان که محسن اسماعیلی عضو شورای نگهبان درباره خاتمی گفت: “شخصیت نجیب و فرهیخته که به موضع گیری شفاف نیازمند است.”مرضیه حدیده چی هم وقتی نام خاتمی را مجری آورد،این گونه ترسیم کرد: “انسان فرهنگی و خوبی هستند و انشالله زحماتی را که برای انقلاب کشیدند مورد لطف خداوند قرار بگیرد.”

 

مجری اصول گرا که نوشته های کیهان را به مثابه وحی منزل توتیای چشم می کند و در هر برنامه به سابقه خود به عنوان خبرنگار پارلمانی در مجلس ششم و تهیه گزارش علیه اصلاح طلبان اشاره می کند می پندارد که با کوچ حسین مظفر از اردوگاه دولت خاتمی به اصول گرایان،اخلاق را فرو می گذارد و زبان را به طعن و لعن او می گشاید.مظفر اما چنین نکرد و وقتی در میان ذکر اسامی(روشی که که ابراهیم افشار در فن گفت و گو در ایران باب کرد)با نام خاتمی مواجه شد پاسخ داد: “من برای شخص آقای خاتمی احترام زیادی قایل هستم.ایشان شخصیت مودب و فرهیخته ای است.”حسن غفوری فرد هم گفت:”فرزند آیت الله سید روح الله خاتمی”و نسب اورا یادآور شد.البته انتظار می رفت از سعه صدر او بگوید و یاد آور شود که با همه تفاوت نگاه سیاسی او را در عنوان مشاور علمی ابقا کرد اما نگفت.

 

مثل قبل
مردم ایران در هر انتخابات به “تغییر”رای می دهند و این تغییر هربار در یک نام جلوه می کند.دغدغه عده ای اما تغییر نیست و اصرار دارند بگویند هیچ چیز تغییر نکرده است.روز های اول پس از پیروزی روحانی و از ۲۵ خرداد تا ۲۵ تیر ۹۲ را به یاد آورید که کیهان اصرار داشت روحانی را یک اصول گرا معرفی کند.بعد که آیت الله مهدوی کنی تبریک مشروط گفت و دیگران اندک اندک نا خرسندی خود را ابراز داشتند لحن تغییر کرد.یکی از اهداف تذکر را می توان اعلام همین موضوع یا موضع دانست که چیزی تغییر نکرده است.حسن روحانی اما قسم جلاله یاد کرده که سال های ۸۴ تا ۹۲ تکرارنخواهد شد.یعنی از او و دولت او رفتار های مشابه آنچه در ۸۴ تا ۹۲ رخ داد سر نخواهد زد.محدود کردن خاتمی هم می تواند یکی از همین ها باشد و اینها در واقع اراده و سوگند روحانی را به چالش کشیده اند.پیش تر هم نوشتم پروژه ضایع کردن دولت روحانی هر  زمان به یک شکل دنبال می شود.روزی با تشکیک در موفقیت پرونده هسته ای و این بار با تذکر درباره خاتمی.موفقیت و ویژگی روحانی به این است که هم در جامعه حامیان و هوادارانی دارد و هم در ساختارحکومت.اگر خاتمی را محدود کند هواداران و پایگاه اجتماعی خود را از دست دهد و اگر موضعی بگیرد که امنیتی ها را خوش نیاید پایگاه درون نهاد های دیگر را و در هر صورت ضایع شود.اصرار روحانی بر بیان چند باره این جمله که “به عهدی که بسته ام و قول هایی که داده ام وفا دارم.”و سه بار قسم برای پرهیز از سال های سیاه اما به این معنی است که نمی خواهد این تلقی غالب شود که اوضاع مثل قبل است.

 

ماقبل ارتباطات
اقدام این ۹ نفر را می توان ناشی از تعلق تفکر آنان به دنیای ماقبل ارتباطات دانست.حرف درست را حمید فرخ نژاد بازیگر توانای سینمای ایران زد که تیتر یک هفته نامه خواندنی “تماشاگران امروز” هم شد: “امروز فیسبوک رسانه ملی ایرانیان است.”با این وصف،انحصار پخش تصاویر دیگر در اختیار رسانه رسمی نیست که تصویر کسی را پخش کند یا نه.مگر در نوبت قبل که خاتمی در پیامی تصویری مردم را به شرکت در انتخابات و رای به روحانی ترغیب کرد تلویزیون ایران این فیلم را پخش کرد ؟ فیلم بر روی شبکه های مجازی قرار می گیرد و همه جا دیده می شود.شبکه های ماهواره ای هم از روی یوتیوب و جاه های دیگر بر می دارند.پر بیننده ترین سایت ایرانی،سایت پیوندهاست که نشان می دهد ایرانیان مدام به سایت های فیلتر شده سرک می کشند!صدا و سیما اگر هم آزاد بود و هم ملی بود باز باید با رسانه های دیگر رقابت می کرد.دورانی که مردم ایران،دنیا را از همین دوکانال تلویزیون نظاره می کردند گذشته است.یک روز از پخش سریال”هفت سنگ”نگذشته بود که ماجرا لو رفت و معلوم شد کپی طابق النعل بالنعل سریال آمریکایی”مدرن فامیلی”است!برخی از روی فیسبوک متوجه شدند وبعضی سریال اصلی را در فارسی وان دیده بودند. به هر حال به سرعت این موضوع فاش شد . ممکن است جلوی خروج را بگیرند اما منع انتشار تصویر در روزگار تکثیر تصویر در گوشی های همرا تکاپویی بیهوده است.

 

اگر مراد صدا و سیماست که پیش تر هم پخش نمی کردند.اگر هم مطبوعات مگر در جامعه ۸۰ میلیونی چند میلیون نفر مثل شمای خواننده و این نویسنده بر سر این پیمان مانده اند و همچنان اهل رسانه ای نوشتاری چاپی اند؟{و البته هیچ چیز جای این کاغذ را نمی گیرد.در نوشتن با قلم لذتی است که در کار با کی بوردنیست. حسی که این آیینه هفته ها می دهد جدای هم نفسی با خواننده از صریر این خودنویس و روان نویس هم هست که در مطالبی که روی سایت می گذاری و تایپ می کنی انگار نیست.}

 

با این حال،پیام ۹ نفر واضح است .حال که نمی توانیم او را زندانی یا حصر کنیم،بایکوت کنیم.غافل از اینکه موج راه می افتد خاتنی می پیوندد و او اکنون یک همراه است تا پیش رو.تاثیر خود را با ۸ سال مدارا و شکیبایی برجای گذاشته و نیاز نیست  سخن بگوید.می تواند از این تماشاخانه به آن ورزشگاه برود.از این مسجد به آن زیارتگاه.از این شهرستان به آن روستا.از این کتابخانه به آن نگار خانه.این ها را هم می خواهید ممنوع کنید؟

 

اسبق و سابق
در فرهنگ سیاسی ایران به خاطر تاریخ دراز دامن استبدادی،مقام اسبق یا سابق که هم چنان در رسانه ها مطرح باشد یک بدعت تازه به حساب می آید که باز خاتمی آن را پایه گذاشته است. افراد یا درون ساختار سیاسی بودند  دیگر نباید در جامعه مطرح بودند.یا باید در انزوا روزگار می گذراندن،یا می مردند یا می کوچیدند.

 

این که مطرح و فعال باشی اما دیگر هیچ سمت و رسمی نداشته باشی امری مسبوق به سابقه نیست و البته می تواند از افتخارات جمهوری اسلامی باشد اگر این جماعت بگذارند.

 

یاعبدالحسین خان تیمورتاش و سردار معظم و در قدرت یا به گوشه زندان می افتی و به قتل می رسی. یا علی اکبر خان داوری و وزیر مالیه و عدلیه یا وقتی مورد غضب قرار می گیری باید خانه نشین شوی و این هم کافی نیست و باید بمیری پس قهوه قجری سر می کشی و تمام.

 

یا محمد علی فروغی و ذکاء الملک ستی و در صدر می نشینی یا وقتی رانده می شوی نامی از تو نباید در جامعه مطرح باشد.

 

در جمهوری اسلامی اما قرار شد این سنت دیر پا شکسته شود.بازرگان از نخست وزیری رفت اما نماینده مجلس شد ولی این را هم تاب نیاوردند و تا اورا به موضع اپوزسیون نکشاندند رضایت ندادند امام به بنی صدر توصیه کرد به کارهای پژوهشی اشتغال یابد اما پیوند مقطعی او با گروهی مسلح این امکان را از او گرفت.

 

انتصاب هاشمی رفسنجانی به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام به رغم انقضای دوره ریاست جمهوری از تبدیل او به یک مقام سابق جلوگیری کرد.رییس جمهور پیشین شد اما هم چنان واجد مقام بود.در حالی که از آخرین نخست وزیر ایران در ۲۰ سال ۶۸ تا ۸۸ چندان نشانی نبود .خاتمی اما اولین مقام رتبه رسمی به حساب می آمد که از ساختار رسمی به جامعه مدنی می کوچید و این برای اصولگرایان رادیکال که انتظار دارند شخص یا بگزیرد،یا بکوچد،یا انزوا پیشه کند،یا رو در روی نظام قرار گیرد و به زندان افتد تجربه تازه ای به حساب می آمد و می آید و از این رو همان فرمول کهنه را توصیه می کنند.یکی از علامت های دموکراسی در دنیای امروز همین است که مقامات عالی سابق در جامعه حضور فعال داشته باشند و دیده شوند.به همین خاطر است که در آمریکا رییسان جمهور قبلی نقش ایفا می کنند.رییس جمهوری امریکا باراک اوباماست اما کارتر و بیل کلینتون غایب نیستند و هر از گاهی نامی و تصویری از آنا می شنویم و مشاهده می کنیم.

 

بر این اساس می توان گفت که از ممنوع الخروج کردن با پیشنهاد منع خروج او را دادن نگران ماندن و برگشتن او نیست.اتفاقا دوست دارند برود و بر نگردد.نگران تاثیر گذاری و طرح در رسانه ها هستنتد .گاه نقشی که یک رییس جمهوری سابق می تواند ایفا کند رییس جمهوری مستقر نمی تواند چون ریییس جمهور سابق از بسیاری از ملاحظات رسمی رسته است.کما این که حسن روحانی از محمد خاتمی خواسته بود در مراسم تشییع جنازه نلسون ماندلا شرکت کند و به دلایلی و با دخالت هایی این امکان فراهم نیامد.

 

مرزبندی
از عجایب روزگار اینکه در هیچ یک از ادوار جمهوری اسلامی دو جناح ریشه دار و نورسیده ها تا این اندازه امکان نزدیکی و همکاری نداشته اند.هرچه این نزدیکی و همکاری بیشتر شود موقعیت برای افراطی ها دشوار تر می شود. اکنون علی لاریجانی است که برای تعویق استیضاح رضا فرجی دانا وزبر علم پا در میانی می کند در خالی که صبح همان روز،روزنامه اصول گرایان با تیتر درشت اظهار امیدواری کرده بود که او در این ایستگاه از دولت پیاده شود.اکنون ناطق نوری و خاتمی بیش از هر زمان دیگری به هم نیاز دارند.این نمایندگان اما پیغام می فرستند:فاصله بگیرید!خطرناک است!

 

قیاس سابق و اسبق
برخی از این افراد شیفته محمود احمدی نژادند و پیش از این گفته بودند مردم برای بازگشت او روز شماری می کنند.اما این رییس جمهور سابق چرا یک سایت مستقل و یک روزنامه ندارد ؟چرا موضع نمی گیرد؟چرا حتی در قبال اتهام ثروت ۵ میلیون دلاری سکوت کرده است؟چرا به هیچ یک از مجامع رسمی دعوت نمی شود؟چرا جهان نمی خواهد از ظرفیت او در مدیریت جهان استفاده کند؟وقتی محبوب و محمود آنان ساکت است و از رسانه ها غایب.دیگری چرا باید مطرح باشد؟شاید می خواهند بگویند اگر “سابق”نباید سخنی بگوید”اسبق”هم به طریق اولی باید محروم شود.

 

وجوه مثبت
با این همه نباید پنداشت که اقدام این ۹ نفر یک سره منفی بوده است و دستاوری ندارد.چند پیامد مثبت آن را می توان چنین بر شمرد:

 

*اول این که بار دیگر اول خاتمی را به سطح اول رسانه ای آورده اند.حجم مطالبی که در هفته گذشته و                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                به بهانه این تذکر درباره رییس جمهوری اسبق ایران در رسانه های داخلی و خارجی انتشار یافت در ۵ سال گذشته بی سابقه بوده است.

 

*دوم اینکه از یاد نباید برد کمتر از چهار سال پیش در همین مجلس ده ها نفر شعار مرگ بر خاتمی سردادند و اکنون بیشتر آنان هم داستانی نکرده اند.روزگاری محافظه کاران را با عنوان ۹۹ نفر می شناختند .همان ۹۹ نفری که به رغم توصیه مکتوب امام خمینی در رای مجدد به نخست وزیری میرحسین موسوی در سال ۶۴ در مجلس دوم رای مخالف دادند هر چند که موفق نشدند و با حمایت امام و پس از معرفی مجدد توسط رییس جمهور وقت،دوباره نخست وزیر شد.

 

اصول گرایان امروزی اما به زودی به ۹ نفر شهرت می یابند.۹۹ نفر کجا و ۹ نفر کجا؟همین که از “مرگ”به محدودیت و ممنوعیت رسیده اند و یک نماینده منصوب به همین جناح اصرار دارد امضای اولیه خود را انکار کند از بازخورد به شدت منفی حکایت می کند.

 

*دست آورد سوم این است که از همین حالا عده ای را به شرکت در انتخابات مجلس آتی  ترغیب کرده است.رفتار های اخیر عده ای از مجلس نشینان  موجب وهن پارلمان شده و اهمیت انتخاب رجال سیاسی برای نشستن بر کرسی نمایندگان بیش از پیش ضرورت یافته است.حتی اگر اصلاح طلبان از غربال شورای نگهبان عبور نکنند،جای امثال محسن رضایی در مجلس خالی است.هم عده ای از شخصیت های سیاسی با ملاحظه این رفتار ها برای کاندیدا شدن انگیزه پیدا کرده اند و هم شماری از مردم دریافته اند که غیبت و تحریم مشکل افزاست نه این که معضلی را بکاهد و حل کند.مگر اینکه هیچکس باقی نماند و اصطلاحا تکلیف ساقط شود.

 

یادمان باشد که ۹۰ سال پیش از این بهارستان صدای محمد تقی بهار را می شنیدیم .صدای محمد مصدق را و صدای حسن مدرس را.با دغدغه های بزرگ و اندیشه های باز.درست است که ملک الشعرای بهارپیرانه سر وزیر فرهنگ کابینه قوام شد و لباس قیطان دار و کلاه دار پوشید و در صف سلام ایستاد و حضور او در کابینه ای که آقی اولی و امیر احمدی و اقبال و بیات هم عضو آن بودن افتخار تازه ای برای او در پی نداشت و تا در مجلس بود بهار،بهار بود و پس از مجلس و هنگامی که وارد دولت شد بهاری او به خزانی گرایید اما این آقای کریمی قدوسی هم خراسانی است و بهار هم خراسانی بود.فارغ از این که تعلق اولی به خراسان بزرگ باشد یا همین خراسان کنونی اما خراسان را با فرهنگ و ادبیات و بیان می شناسند و زشت است که یک خراسانی ،نه تنها نسبتی با قلم و بیان نداشته باشد که خواستار منع بیان باشد.در وصف”محمد تقی ملک الشعرای بهار خراسانی”که ۹۰ سال پیش در همین مجلس سخن می گفت سخن جلال الدین همایی کافی است که “در سیاست همین بس که در صف کم تعداد مخالفان استبداد ایستاد،در دانش همان که دانشکده را نشر دا در شعر همان که دماوندیه را سرود{ای دیو سپید پای در بند-ای گنبد گیتی ای دماوند}ودر ادبیات همان که سبک شناسی را نوشت.”

 

کا ربه کجا رسیده که پارلمان ما به جای آن رجال یا نمایندگانی شناخته می شود که دغدغه رفع آزادی دارند؟خاتمی،اکنون نه یک”نام”که یک “مرام”است.از دستاورد های تذکر این نمایندگان یکی هم این که این قلم را دوباره به نوشتن در باره خاتمی وا داشت.مجالی که در ۸ سال احمدی نژاد و یک سال اخیر کم تر فراهم آمده بود و از این حیث باید از آقای کریمی قدوسی سپاس گزار بود که این بحث را در انداخت. این اواخر خیلی ها در رسانه ها نام”خاتمی”را که می دیدند به جای اینکه یاد”سید محمد”-زاده ۱۳۲۳ در اردکان یزد-بیفتند چهره “سید احمد”-زاده ۱۳۳۹ در سمنان-را به خاطر می آوردند که هیچ شباهتی ندارند مگر در نام خانوادگی و لباس روحانیت و سیادت.در مرداد ۱۳۸۴،”امید جوان”ویژه نامه ای برای خداحافظی با سید محمد خاتمی تدارک دید.

 

{اهمیت و شرافت این اقدام را هنگامی می توانید بیشتر دریابید که یک روزنامه اقتصادی تازه تاسیس که در بهار ۸۴ از هاشمی رفسنجانی حمایت می کرد فردای سوم تیر ۸۴ نوشت:”ما از این پس حامی محمود احمدی نژاد هستیم”و در تمام آن هشت سال نیز بر سفره امکانات دولتی نشست.}

 

آن مطلب را با یک حکایت از سعدی شروع کردم یا به پایان بردم تا حق مطلب را ادا کرده باشم.زمان به سرعت گذشت اما پس از ۹ سال باز هم می توان به همان مناسبت حکایت بسیار  زیبا و مشهور گلستان سعدی در واپسین صفحات آن را باز گفت:”حکیمی را پرسیدند که چندین درخت نامور که خدای عز و جل آفریده است و برومند،هیچ یک را آزاد نخوانده اند،مگر سرورا که ثمری ندارد.در این چه حکمت است؟گفت:هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود.ولی سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این صفت آزادگان:

 

بر آن چه می گذرد دل منه که دجله بسی
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
گرت ز دست بر آید چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد.”

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید