عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از آخرین اخبار با خبر شوید.

پیک تدبیر:یکی از اصطلاحاتی که در سال های اخیر به نحو فزاینده ای کاربرد یافته است، اصطلاح «نخبه» است. اگر چه برای اطلاق این اصطلاح به اشخاص تعریف ثابت و دقیقی وجود ندارد، ولی داشتن ویژگی های کلی ای برای احراز نخبگی لازم است. این ویژگی ها را می توان به نحو آماری چنین توضیح داد که فرد نخبه، نسبت به افراد جامعه آماری که در آن عضو است (مثل شهر، استان، کشور یا ...) به لحاظ علمی، فرهنگی یا هنری برتری قابل ملاحظه ای دارد. بنابراین نخبه بودن یک فرد به نحوی از طریق عرف و قضاوت های افکار عمومی احراز و اطلاق می شود (البته در موارد خاصی، نخبه بودن توسط بنیاد ملّی نخبگان تعریف و به اشخاص اطلاق می شود.) آن چه اهمیت دارد بررسی نقادانه ادعاهای نخبگی است. اگر شخصی خودش را به عنوان نخبه معرفی کرد و توده ی مردم، در اثر تکرار این ادعا او را نخبه پنداشتند، وظیفه قشر فرهنگی و علمی جامعه و همچنین اصحاب رسانه اینست که ادعاهای آن شخص را مورد واکاوی قرار دهند و ببینند آیا او به طور تقریبی ویژگی های کلّی فرد نخبه را داراست یا خیر؟ همین نکته که نخبه بودن تعریف واضح و دقیقی ندارد و مفهومی مبهم است سبب شده تا افراد سودجو از این ابهام استفاده کنند و بدون ذکر اینکه دقیقا در چه حیطه ای تخصص و نوآوری دارند، خود را نخبه نام نهند. اینگونه افراد پس از اینکه از طریق موج سواری رسانه ای نام خود را به عنوان نخبه بر سر زبان ها می اندازند، آرام آرام این عنوان خودساخته را وسیله ای برای ورود به عالم سیاست و نزدیکی به اصحاب قدرت می کنند. از آنجا که اهالی سیاست نیز وقت و انگیزه کافی برای اعتبارسنجی ادعاهای چنین افرادی را ندارند، این نخبه های خود خوانده نفوذ و شهرت خود را به مرور زمان بازتولید می کنند. در این نوشته به بررسی موج خبری ای خواهم پرداخت که در بهار سال 93 در مورد نخبگی یک نوجوان استان فارسی به راه افتاد و پس از آن وی خود را به اشخاص و جریان های اصلاح طلب فارس و کشور نزدیک کرد.

 

b_300_0_16777215_00_images_news-25_pic21.jpg


شروع ماجرا
در بهار سال 93 خبری روی خروجی استان های خبرگزاری ها و رسانه های مطرح کشور مانند ایسنا، ایلنا، مهر، باشگاه خبرنگاران جوان، روزنامه ایران وبسیاری از پایگاه های خبری دیگر قرار گرفت که گزارش می داد یک دانش آموز «نخبه» استان فارسی قرارست در کنفرانسی با موضوع حقوق بشر در آمریکا سخنرانی کند. چند روز بعد از انتشار این خبر، در همین رسانه ها عنوان شد که امریکا به این دانش آموز «نخبه» ویزا نداده است. چیزی که در مورد این اخبار جلب توجه می کرد این بود که هیچکدام از این رسانه ها به طور دقیق توضیح نداده بودند که این دانش آموز از چه نظر نخبه محسوب می شود؟ همچنین هیچکدام از این رسانه ها توضیح ندادند که برگزارکننده این کنفرانس چه نهادیست و اصولاً این کنفرانس چه ارزش علمی دارد؟ آیا صرف ادعای مشارکت در یک کنفرانس حقوق بشر در امریکا فردی را شایسته اطلاق صفت «نخبگی» توسط یک رسانه می کند؟ اگر سری به سایت های تشکل های فعال در زمینه حقوق بشر بزنید، می بینید که این تشکل ها سالانه چندین کنفرانس برگزار می کنند و شما با عضویت اینترنتی در این تشکل ها و پرداخت حق عضویت و هزینه شرکت در کنفرانس، دعوتنامه ای برای حضور در کنفرانس دریافت خواهید کرد. حتی برخی از تشکل هایی که برای اقدامات مربوط به حقوق بشر کمک های خیریه جمع می کنند، به خیرین اجازه می دهند در جلسات یا کنفرانس ها چند دقیقه ای هم صحبت کنند (یکی از این کنفرانس ها در 27 و 28 ژانویه 2015 در سن فرانسیسکو امریکا برگزار خواهد شد و هزینه ثبت نام در آن 450 دلار است). بنابراین صرف شرکت در یک کنفرانس نمی تواند معیاری برای اطلاق «نخبگی» باشد، مگر اینکه شان علمی آن کنفرانس و مشخصات دقیق آن معلوم باشد، چه رسد به اینکه فقط ادعا شود قرارست در یک کنفرانس مبهم و مجهول شرکت کنیم و بعد هم بگوییم ویزا ندادند!
از کنفرانس حقوق بشر تا مدرک (دکترای) افتخاری
روزنامه ایران در خبری که پیرامون شرکت همین دانش آموز به اصطلاح «نخبه» در کنفرانس نامعلوم حقوق بشر منتشر کرد، وی را دارای مدرک افتخاری ریاضی از دانشگاه واترلو کانادا معرفی کرده بود. این شخص همچنین در شبکه های مجازی خود را دارای «دکترای افتخاری از دانشگاه واترلو» معرفی می کند و با همین ادعا و با تکیه بر جریان رسانه ای شکل گرفته، خود را به عنوان «نخبه»  به مقامات و مسوولین استانی و چهره ها و جریانات سیاسی استان نزدیک کرده است. اما ماجرای دانشگاه واترلو و مدرک افتخاری چیست؟ یکی از موسسات وابسته به دانشگاه واترلو، آزمون ریاضی ای ویژه دانش آموزان را برگزار می کند  و نماینده این موسسه در ایران، «انجمن ریاضیدانان جوان» است. از هر دانش آموزی که پس از پرداخت حق عضویت در این انجمن ثبت نام کرده باشد، این آزمون به عمل می آید و یک «گواهی شرکت در آزمون» به وی داده می شود. این گواهی صرفاً نشان دهنده ی شرکت در آزمون است و هیچ ارتباطی با رتبه فرد در آزمون ندارد. این دانش آموز که روزنامه ایران او را به عنوان «دارنده مدرک افتخاری ریاضی از دانشگاه واترلو» معرفی کرده است، در سال 2010صرفا در این آزمون ریاضی شرکت کرده و گواهی مشارکت در آزمون دریافت کرده است! جالب اینجاست که دانش آموز دیگری که همشهری وی است، در این آزمون رتبه 5 کشور را کسب کرده و فردی که روزنامه ایران و سایر رسانه ها او را به عنوان نخبه معرفی کرده است، رتبه 80 را!
از مدرک دانشگاه واترلو تا مقالات پژوهشی ISI
تا اینجای نوشته مشخص نشد که این همه خبرگزاری و رسانه، چرا و بر اساس چه مستنداتی یک دانش آموز را به عنوان نخبه معرفی کرده اند؟ جالب اینجاست که این دانش آموز دبیرستانی خود را بر اساس همین جریان رسانه ای وارد جریانات سیاسی نیز کرده است. آیا نباید به مسئولیت پذیری عوامل رسانه ای ایجاد کننده این موج، که زمینه سو استفاده سیاسی را فراهم کرده است، مشکوک بود؟ یکی دیگر از اموری که به عنوان علامت و شاخص نخبگی این فرد در رسانه ها و شبکه های اجتماعی عنوان شده اینست که این دانش آموز، مقالاتی در زمینه حقوق بین الملل نوشته که در مجلات معتبر با نمایه ISI منتشر شده اند. بر اساس تحقیقات انجام شده و مستندات موجود، این به اصطلاح «نخبه» با یک شرکت پژوهشی که کار تامین مقالات  ISI و پایان نامه را برعهده دارد سه فقره قرارداد منعقد کرده است و این شرکت صرفا برای یک مقاله به نام وی از یک ژورنال استرالیایی پذیرش گرفته است. جالب اینجاست که بر اساس افشاگری دکتر مهرداد جلالیان (پژوهشگر اخلاق پژوهش و انتشار) و دیگر فعالان دانشگاهی، این ژورنال قربانی Hijacking شده است، بدین معنا که عده ای سودجو به اسم این ژورنال معتبر، یک سایت جعلی ساخته اند که مقالات را بدون داوری علمی و در قبال وجه، پذیرش و بر روی این سایت جعلی منتشر می کنند و این سایت هیچ ارتباطی با ژورنال اصلی ندارد! مشتریان اصلی این سایت جعلی (در حدود 90 درصد مشتریان) ایرانی ها هستند که از طریق شرکت های پژوهشی تولید پایان نامه و مقاله به چنین سایت هایی راهنمایی می شوند.
ادعای شرکت در کنفرانس مجهول و نامعلوم، داشتن گواهی حضور در جلسه  آزمون و قراردادبستن با یک شرکت و پذیرش گرفتن از یک سایت تقلبی ، تمام داشته های کسی است که امروزه در شبکه های اجتماعی فارس و رسانه های کشور از او به عنوان نخبه نام برده می شود و خودش را دکتر معرفی می کند! بسیاری از فعالان سیاسی نیز او را «دانشمند» و «یکی از مفاخر» می دانند! به نظر من این دانش آموز شایسته صفت نخبگی در «فریفتن» ساده لوحان است! بهتر است عوامل رسانه ای و جریانات سیاسی با دقت بیشتری درباره افراد اظهار نظر کنند، فریب نخورند و با واسطه مردم و مخاطبان خود را نیز نفریبند.
*دانشجوی دکترای فلسفه  تحلیلی و روزنامه نگار


مطالب مرتبط:

- تخلفات نشريه حميد رسايي بسيار بود

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید