عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از آخرین اخبار با خبر شوید.

پیک تدبیر،لیلا واحدی: سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هم سپری شد. انقلابی که مانند هر انقلاب دیگری با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی خود دستاوردها و کاستی ها را در پی داشته است. انقلابی که امنیت و استقلال امروز ایران مدیون آن است در کنار تمام دستاوردهایش اگر مي‌خواهد به سر منزل مقصود برسد و نه کامل بلکه اندکی به آرمان شهر وعده داده اش نزدیک شود باید هر سال همزمان با برگزاری جشن های پیروزی همایش های آسیب شناسی خود را نیز بر پا دارد، تا با ترمیم نقاط ضعفش بیشتر مورد اعتماد مردم واقع شود.

قبل از هر بحثی باید گفت هدف این نوشتار سیاه نمایی یا نادیده گرفتن پیشرفت های ایران در سایه انقلاب نیست که اگر چنین باشد خیانت در حق ایران است، بلکه این سطور سعی مي‌کند تا تلنگری باشد بر این موضوع که شرایط جامعه امروز ایران هزاران فرسنگ با خواسته های مردم در سال 57 فاصله دارد. انقلابیون سال ۵۷ که در رویاهای خود ایران را مدینه فاضله ای مي‌دیدند در بدبینانه ترین قضاوت های خود نیز نمی توانستند باور کنند که رئیس‌جمهوری در این آب و خاک بر سر کار خواهد آمد و با دامن زدن بر پوپولیسم، تعقل و تفکر را به نقطه انجماد مي‌رساند.

رئیس جمهوری که تنها کاری که درست انجام مي‌داد لجبازی با منطق و عقل بود. لجبازی با آمار و اطلاعات، لجبازی با علم روز اقتصاد، لجبازی با جامعه جهانی، لجبازی با مردم و خس و خاشاک خواندن آنها، و این اواخر هم لجبازی با رهبری. این لجبازی ها در عرصه اقتصاد رکود و تورم بی سابقه، را رقم زد در حوزه فرهنگ سقوط اعتبار هنر و ایجاد اختناق فرهنگی را موجب شد، و در سیاست خارجی با ایده مدیریت جهان! باعث شد از میان تمام کشورهای جهان تنها با ونزوئلا و اکوادور هم پیمان باشیم اما در عرصه سیاست داخلی یکی از نتایج لجبازی ها، پدیده  معاون اولش بود.

شاید انقلابیون آرمان خواه سال ۵۷ حتی در بدترین کابوس های خود نیز نمی توانستند باور کنند که روزی معاون اول نظام که در تشریفات بین المللی حکم نخست وزیر را داراست و طبق قانون مي‌تواند کفیل رئیس‌جمهور شود به جرم فساد به زندان محکوم شود، قطعا باور نمی کردند که روزی خواهد رسید که یک مرد به لطف پوپولیسم، پله های ترقی! را یکی یکی پیموده و به دومین مقام اجرایی کشور مي‌رسد. مردی که در سایه حمایت های بی دریغ گروهی به پاستور رسید. مردی که فرصت یافت تا وجهه نظام را خدشه دار و اعتماد مردم را دچار تزلزل کند.

انقلابیون سال ۵۷ باور نخواهند کرد که در نظام جمهوری اسلامی ایران نمایندگان مجلس استقلال رای و حرمت کرسی های مجلس را به پول های شبهه دار! فروختند و در کمال خونسردی برای این معامله کلاه شرعی هم بافتند و گفتند که رسم بوده است که نماینده برای نماینده شدنش از هر کس و به هر نیت خواست مي‌تواند پول و یا کمک مالی بگیرد! در باورشان نخواهد گنجید که مجلسی روی کار آمده باشد شبیه مجلسی شده باشد که علی مطهری فرزند مرتضی مطهری هم در آن چون مدرس تنها مانده و طعنه بشنود.

باورشان نخواهد شد که در انقلاب و نظامی که بنیانگذار آن پابرهنگان را صاحبان اصلی قدرت مي‌دانست و رهبر آن از شکاف طبقاتی دل پرخونی دارد، فساد و اختلاس و دزدی‌های کلان سر به فلک زده است. آنچه مردم را از عدالت نا امید مي‌کند این است که رقم هایی از فساد در جامعه ایران مي‌تواند شهر و دیاری را آباد کند. مي‌تواند خوزستان را از شر ریز گردهایی که با مردمش درشتی مي‌کنند برهاند. رقم هایی که مي‌تواند آبادانی را به دریاچه ارومیه بازگرداند، مي‌تواند جوانان بیکاری را با یک کارخانه سر و سامان دهد. باورش سخت خواهد بود برای انقلابیون سال 57 وقتی گفته شود که در پایتخت انقلاب کاخ هایی ساخته مي‌شوند که طعنه به کاخ های امپراطورهای باستان مي‌زنند و آنچه چون موریانه اعتماد مردم را مي‌خورد رانت نیست، بلکه حمایت از رانت خواری چون بابک زنجانی یا سعید مرتضوی است.

بدبین‌ترین انقلابیون روزهای بهمن ۵۷ باور نخواهند کرد که جمهوریت نظام در سایه خيره‌سري اقلیتی هشت درصدی در معرض تهدید باشد؛ اقلیتی که به مدد هشت سال وفور نعمت نفت چنان قدرت یافته و صدایشان بلند شده است که حقیقتا خود نیز توهم کثرتشان را باور کرده‌اند. اقلیتی که هنگام نیاز مي‌توانند حتی از خود هم برائت بجویند! هم پیمانان که جای خود دارد. اقلیتی که پس از مشخص شدن هر کدام از فجایعی که در سایه حمایت آنها رخ داده است با کمال وقاحت داستان «کی بود کی بود من نبودم» راه مي‌اندازند یا برای سرپوش گذاشتن بر خیانت های خود دولت برخواسته از اراده ملت را مورد تهمت قرار مي‌دهند و با تمام توان برای نا امید کردن ملت از دولت روحانی به میدان آمده اند.

یکی از سخنان بنیانگذار انقلاب اسلامی این جمله معروف است که « نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نا محرمان بیافتد» قطع به یقین منظور امام از نا اهلان و نا محرمان ایادی استکبار! یا مقامات و سران دنیا نبود زیرا آن مرد با بینش عمیق خود مي‌دانست که جوانان غیور ایران چنین اجازه ای را نخواهند داد، مصداق بارز منظور امام از چنین سخنی در طول همین یک دهه بر همگان عیان شد. مشخص شد که می‌توان ایرانی و مسلمان و شیعه بود اما به انقلاب نامحرم شد.

مي‌توان با عوام فریبی و با لجبازی و حمایت از مهره های فاسد انقلاب را از چشم مردم انداخت. مي‌توان از انقلاب صلح و نظام مصلح جمهوری اسلامی با گفتن سخنان نسنجیده یک تهدید برای جهان ساخت. مي‌توان عواطف و نیازهای جامعه را با شعار دست‌آویز قرار داد و از آنها برای رسیدن به اغراض سیاسی سو استفاده کرد. همین یک دهه به خوبی نشان داد که مي‌توان نماینده مجلس در نظام جمهوری اسلامی بود ولی با سکوت یا گرفتن حق السکوت در برابر تصمیمات کشور خراب کن، به نظام نامحرم شد. نامحرم شدن به انقلاب و نظام و فریفته شدن به سودای قدرت و ثروت و نا اهل شدن نسبت به مردم، این روزها میان مسئولان رواج تلخی یافته است. اما مردم با وجود این همه نامحرم هنوز هم دل در گرو این انقلاب دارند. آنها را از محرم بودنشان پشیمان نکنید.

 

منبع: بهار نیوز

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید