عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از آخرین اخبار با خبر شوید.


پیک تدبیر: سید روح الله موسوی-هنر یک سیاستمدار در این است که حرف تازه و مسیر تازه ای بیافریند.

0001.jpeg
 استان فارس در مجموعه استانهای کشور از لحاظ شاخص های توسعه، از وضعیت مناسبی برخوردار نیست. فارس دارای یکی از بالاترین نرخ های بیکاری و برغم داشتن موقعیت اقلیمی مناسب دارای فقیرترین کشاورزان کشور است. در چنین شرایطی، استفاده از همه ظرفیت ها برای توسعه استان در اولویت قرار دارد، یعنی همان کاری که جریان اعتدال گرایی می خواهد انجام بدهد. چنانچه همه گروههای سیاسی استان در خصوص مسایل مورد بحث خود به ارزیابی بنشینند و در خصوص مسایل مهم به وفاق حداقلی دست یابند کار توسعه استان با شتاب محسوسی پیش می رود. یکی از آسیب های استان فارس غلظت بالای فضای سیاسی آن است!! ما می توانیم مسایل سیاسی را از مسأله توسعه و مسایل ملی را از مسایل محلی جدا بکنیم. یعنی در مسایل سیاسی بر اصول خود پافشاری کنیم و در مسایل محلی بر توسعه تأکید ورزیم. این فضا در بسیاری از استانهای دیگر وجود دارد و از لحاظ سطح توسعه در مرتبه بالاتری از فارس قرار دارند.
برای بررسی اینکه مدیریت سیاسی جدید استان فارس از زمان انتخاب خود تاکنون تا چه اندازه اعتدال را در تصمیمات خود رعایت کرده است یا نه، باید دو موضوع را از هم تفکیک نمود. موضوع اول انتخاب نفرات است. شرایط استان فارس جدای از وضعیت کل کشور نیست. استاندار فارس شخصیتی اعتدالی دارد. ورود ایشان به استان هم با تنش بسیار کمی همراه بود. در این مسیر، تلاش شده تا از نیروهای جناح های مختلف سیاسی استان استفاده شود. برخی از مدیران قبلی استان به دلیل شایستگی فنی شان در سطح مدیریتی (ولو با تغییر پست) حفظ شده اند. افرادی از اعتدال گرایان و اصول گرایان میانه رو بکار گرفته شده و در موارد زیادی از اصلاح طلبان نیز استفاده شده است. البته اصلاح طلبان از سهم کنونی خود در مدیریت استان گله دارند که شاید با توجه به نقش مهم شان در پیروزی آقای روحانی منطقی هم به نظر برسد. ولی باید شرایط را درنظر گرفت. حتی از طرفداران دولت قبل هم در سمت های مدیریتی استان استفاده شده است.
موضوع دوم شیوه انجام تغییرات است. این بار شاید برخلاف دفعات قبل، انجام تغییرات با شتاب کم و شیب ملایم بود. این شیوه البته مورد اعتراض خیلی ها بویژه اصلاح طلبان و اعضای ستادهای روحانی در شهرستانهای استان فارس قرار گرفت. آنها حتی به استفاده از نیروهای اصولگرا در سمت های مدیریتی اعتراض دارند. اما اندیشه دولت اعتدال جور دیگری است. کشور در شرایط تحریم های ناجوانمردانه بین المللی قرار دارد. تورم بالای ۴۰ درصد و رکود اقتصادی 4/5- در سال 93 دست هر دولتی را می بست. بنابراین، آقای روحانی به جای دشمن تراشیدن می خواهد از همه ظرفیت های موجود بهره بگیرد و کشور را از این گردنه خطرناک سالم بیرون ببرد. لذا می توان با مشارکت دادن نیروهای جناح های دیگر در فضای مدیریتی کنونی از قابلیتهای آنها برای حل مشکلات کشور استفاده کرد. این تصمیم مثبتی است. شاید این سخن درست باشد که اگر قبلی ها دوباره سرکار می آمدند هیچ فضایی برای مشارکت همه نیروهای سیاسی ایجاد نمی کردند، اما هنر یک سیاستمدار در این نیست که حتماً مانند دیگری و قبلی خود عمل کند، هنرش این است که حرف تازه و مسیر تازه ای بیافریند. این کار را دکتر روحانی انجام داده است و در این مسیر توانسته حمایت مقام معظم رهبری(مدظله) و مقامات لشکری و کشوری را بدست آورد.
موضوع دیگر در بحث «اعتدال در فارس»، موقعیت اصلاح طلبان فارس در روند انتخاب مدیران استان است. در این زمینه باید به چند نکته توجه کرد. نخست باید بدانیم که دولت روحانی دولتی اصلاح طلب نیست. دکتر روحانی هیچ گاه حتی در زمان اوج مبارزات انتخاباتی هم خود را یک اصلاح طلب معرفی نکرد. همواره خود را اعتدال گرا معرفی می کرد و تاکنون هم چنین کرده است. اما در آن سو، اصلاح طلبان بر مبنای حمایت شان از دکتر روحانی انتظار پاداشی اصلاح طلبانه دارند.!! این است که وقتی میان انتظارات و امکانات فاصله می افتد نارضایتی تولید می شود. به عبارتی اصلاح طلبان از آقای روحانی انتظار رفتاری اصلاح طلبانه دارند درحالی که دکتر روحانی چنین داعیه ای نداشته و ندارد. لذا اصلاح طلبان باید میان حمایت شان از دکتر روحانی در زمان انتخابات و قرار گرفتن به عنوان بدنه و نیروی اجتماعی دولت اعتدال تمایز قائل شوند. انتظارات اصلاح طلبان از آقای روحانی در حد نیروی اجتماعی حامی دولت است در حالی که آقای روحانی به اصلاح طلبان نه به عنوان یک نیروی اجتماعی بلکه به عنوان حامیان سیاسی می نگرد. دکتر روحانی می خواهد تفکر اعتدال را به یک گفتمان و نیروی اجتماعی سوم تبدیل کند و نیروی اجتماعی خاص خود را داشته باشد نه این که متکی به یک نیروی عاریتی باشد.!!
نکته دوم این است که انتخاب اصلاح طلبان برای بدنه مدیریتی استان بسته به موقعیت آنان در نظام سیاسی ایران دارد. در حال حاضر، بخش مهمی از اصلاح طلبان از دید حاکمیت به عنوان اپوزیسیون تلقی می شوند، آن هم اپوزیسیون بیرون از نظام!! در چنین شرایطی، چگونه می توان از نیروهای اصلاح طلب در پست های درون نظام استفاده کرد!! هنوز مسایلی وجود دارد که حل نشده است. نه برای اصلاح طلبان و نه برای نظام. پس ابتدا باید مسایل حل شود. سوءتفاهم ها برطرف شود. آشتی نسبی برقرار شود. لذا در این شرایط، هم حاکمیت و هم دولت تدبیر و امید سراغ افرادی می روند که در چنین وضعیتی قرار نداشته باشند. در حال حاضر، اصلاح طلبان درون نظام فرصت اشتغال در مناصب اجرایی کشور و استان را دارند. دیگر اصلاح طلبان باید صبر کنند تا مسایل حل شود و شرایط برای حضور آنها در حاکمیت مهیا گردد.
نکته سوم این است که دیدگاه اصلاح طلبان نسبت به پیروزی دکتر روحانی در انتخابات ۹۲ باید تعدیل شود. اصلاح طلبان این ادعا را دارند که رأی آقای روحانی تا قبل از حمایت آقایان خاتمی و هاشمی زیر ۱۰ درصد بود. این مطلب درست است. اما همین موضوع در مورد دکتر عارف هم صدق می کرد. پس از مناظره سوم بود که رأی دکتر روحانی از دکتر عارف بالاتر رفت و منتهی به کناره گیری دکترعارف شد. اگر آقای روحانی رأی پیروز نداشت آقای عارف هم رأی نداشت. اگر آقای خاتمی به عنوان رهبر اصلاح طلبان وارد صحنه شد آقای هاشمی هم به عنوان رهبر اعتدال گرایان به صحنه آمد. پس نباید الان تنها این گونه تحلیل شود که اگر اصلاح طلبان نمی بودند دولت اعتدالی هم نمی بود. چون همین مطلب در مورد اصلاح طلبان و آقای عارف هم صدق می کند. بر اساس این منافع مشترک بود که آقای روحانی پیروز انتخابات شد. علاوه بر این، در حالی که آقای عارف خود را ادامه دهنده راه اصلاحات می دانست، آقای روحانی حرف تازه ای داشت و خواهان تشکیل راه تازه ای در سیاست ایران بود. مردم ایران هم حرف های تازه می خواستند. پس باید برای سخن تازه آقای روحانی نیز اهمیت قایل بود و آن را در پیروزی اش تأثیرگذار دانست. بنابراین، موکول کردن پیروزی دکتر روحانی به حمایت محض آقایان خاتمی و هاشمی جفا به شخصیت، عملکرد قبلی و برنامه کنونی اوست.
در مجموع، اعتقاد برآنست که مدیریت سیاسی استان فارس در مسیر اعتدال قرار دارد. شاید می شد در برخی موارد جور دیگری تصمیم گرفت یا از افراد دیگری استفاده کرد. اما باید منطقی بود و پیچیدگی های فضای سیاسی استان را درنظر گرفت. متاسفانه دامنه انتقادات از استاندار هم فراتر رفته و دیگر مدیران ارشد استانداری چون کدخداپور معاون سیاسی امنیتی، احد جمالی مدیرکل منابع انسانی، سید یحیی هاشمی مدیرکل سیاسی و انتخابات، دکتر دارا کیانی مدیرکل دفتر بازرسی، امور حقوقی و عملکرد استانداری را هم شامل شده است!! افرادی که خود از اصلاح طلبان شناسنامه دار و باسابقه هستند. در ضمن، همه چیز را نباید به محک تغییرات فعلی زد و باید دانست که جریان اعتدال تازه در آغاز راه قرار دارد و تصور می شود که در آینده نزدیک تصمیمات مؤثرتری گرفته شود و از حجم انتقادات کم گردد. اصلاح طلبان هم باید بدانند که اولاً دولت روحانی دولتی اصلاح طلب نیست و دوماً شرایط برای حضور حداکثری اصلاح طلبان در حاکمیت مهیا نیست. لذا اصلاح طلبان باید صبور و واقع بین باشند.

*دیدگاه نگارنده لزوما دیدگاه سایت نیست.


 مطالب مرتبط:

- اعتدال ،انفعال نیست(حاج امان الله رحیمی*)

- باز نشر یک نامه به رییس جمهور(دکتر محمد حسن معصوم زاده)

- جناب استاندار،وقت طلاست!(مجتبی شهر آبادی)

- چرا دولت ستادیان تدبیر و امید را فراموش كرد(سجاد نیکنام)

چالشي نگران‌كننده براي دولت تدبير و اميد(رضا روحانی)

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید